میزان شرمندگی من!
| از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن | فردا که نیامده ست فریاد مکن | |
| برنامده و گذشته بنیاد مکن | حالی خوش باش و عمر بر باد مکن |
از اولين روزهايي كه من در سوئد ، در شرکت ولوو
به کار مشغول شده بودم، يکى از همکارانم
هر روز صبح با ماشينش
مرا از
هتل برميداشت و به محل کار ميبرد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و
برفى. ما صبح ها زود به کارخانه ميرسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه
دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک ميکرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با
ماشين شخصى به سر کار ميآمدند. روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک ميکنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟ او در جواب گفت:
براى اين که ما زود ميرسيم و وقت براى پيادهرفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر ميرسند و احتياج به جاى پارکى نزديکتر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نميکني؟
براى اين که ما زود ميرسيم و وقت براى پيادهرفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر ميرسند و احتياج به جاى پارکى نزديکتر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نميکني؟
" ميزان شرمندگى من ؟!؟!؟!؟!؟ "
اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته
Slow Food.
اين جنبش ميگويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند ،
وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با
افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل "
شتابان خوراک " قرار ميگيرد.
غذاى
آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى
آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر
اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال ميبرد.
مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار ميکنند امّا از آمريکائيها و انگليسيها مولّدترند . آلمانيها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل
دادهاند و مشاهده
کردهاند که بهرهورى و قدرت توليدشان ٢٠% افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائيها را هم جلب کرده است.
البته
اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهرهورى کمتر نيست.
بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهرهورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر
به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزشهاى خانوادگى و
به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است. به معنى چسبيدن به حال در
مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از
اساسيترين
ارزشهاى
انسانى
يعنى ساده زندگى کردن است.
هدف
جنبش آهستگى ، محيطهاى کارى کم تنشتر، شادتر و مولّدترى است که در آن،
انسانها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت
ميبرند.
× بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان ميگذرانيم امّا تنها هنگامى به آن ميرسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.
× بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان ميگذرانيم امّا تنها هنگامى به آن ميرسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.
× بسيارى
از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال
حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش ميکنيم.
× همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از
ما با زمانى
که در
اختيار داريم چکار ميکنيم. ما نيازداريم که هر لحظه را زندگى کنيم.
به شما به خاطر اين که تا پايان اين مطلب را خوانديد باید تبريک گفت
. بسيارى هستند که براى هدر ندادن !!!!! زمان، از وسط مطلب ، آن را رها ميکنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند !!!!؛
. بسيارى هستند که براى هدر ندادن !!!!! زمان، از وسط مطلب ، آن را رها ميکنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند !!!!؛
خاطره ای بوداز یک دوست
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13:15 توسط هوشیار احسان نیا
|