امتحان کنید!!

ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ،
ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩ ؛
ﺗﺎ ﺧﻮﺏ ﺷﻨﺎﺧﺖ !
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ،
ﺩﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ،
ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﺯ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ؛
ﻣﯿﺰﺍﻥ منطﻖ ﺷﺎﻥ ،
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﺩﺏ ﺷﺎﻥ ،
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ،
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺷﻌﻮﺭﺷﺎﻥ ،
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺷﺎﻥ ،
میزان اصالت شان ،
ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﯿﺰﺍﻥ ؛
ﻣﻬﺮﻭ ﻣﺤﺒﺖ راستین ﺷﺎﻥ ،
ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ،
ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ؛
ﺍﻓﺮﺍﺩ ،
ﻣﺎﺩﺍﻡ ﮐﻪ ،
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺮ ﻭﻓﻖ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ؛
ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ،
ﻭﻣﻮﺩﺏ ﻭ ﻓﺮﻭﺗﻦ أﻧﺪ ؛
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﺷﺎﻥ ،
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﮕﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !
ﻭﻟﯽ ﮐﺎفی ست ؛
ﺑﻪﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ،
ﯾﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ،
ﯾﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ،
ﺭﻧﺠﯿﺪﻩ خاطر ﺷﻮﻧﺪ ؛
ﺗﺎﺯﻩ ،
ﺁﻥﺭﻭﯼ ﻧﺎﻣﺒﺎﺭﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ،
ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺎﻧﻨﺪ ...!
ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﺍﺩﺏ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ؛
ﻭ ﻧﻪ ﻣﺮﺍﻡ ،
ﻭ ﻧﻪﻣﻌﺮﻓﺖ ،
ﻭ ﻧﻪ ﻣﺤﺒﺖ ..!
ﺍﺯ اﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ،
ﺑﺮ ﺣﺬﺭ ﺑﺎﺷﯿﺪ ،،،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ،
ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﻼﯾﻤﺖ ،
ﺍﻫﻞ ﺍﺩﺏ ﻭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﺳﺖ ؛
ﻭ ﺑﺎ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺖﻫﺎ ،
ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺘﺶ ﮔﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ؛
ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ی ﺩﻭﺳﺘﯽ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ،
ﺭﻭﺡ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ؛
که ﻓﻘﻂ ،
ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻫﺎﯼ ،
گاه ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ ،،،
بزرگی و معرفت ،
ادب ،
اصالت و نجابت ،
آدمیان را ؛
به هنگامه ی خشم و
عصبانیت بیازمائید...

دو شیوه حکومت بر مردم

ﺩﻭ ﺟﻮﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺣﮑﻮﻣﺖﺩﺍﺭﯼ ﮐﺮﺩ !!!!

ﻣﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ‏( ﺩﺭ ﺳﻤﺖ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭ ‏)ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﯼ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﺷﻬﺮ ﺭﻭﯼ ﺳﻄﺢ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻮﺩ،ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﺶ ﺁﻗﺎﯼ ﺭﺣﯿﻤﯽ‏(ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭ ﻗﺒﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺍﻭﻝ ﺷﺪ ‏)ﯾﮏ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﯿﮏ ﻭ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﭘﺎﺭﮎ ﺁﺑﯿﺪﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﻭ ﮐﺎﻣﻼً ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﺍﺳﺖ.
ﯾﺎ ﯾﮏ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺳﻨﻨﺪﺝ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻟﺬﺕ ﻣﯽﺑﺮﺩ.
ﻣﻦ ﻣﺪﯾﺮ ﺁﺏ ﻭ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ :

ﺗﻮ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﻓﺎﺿﻼﺑﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ،ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺍﺣﺪﺍﺙ ﭘﺎﺭﮎ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻩﺍﯼ؟
ﺍﺳﺘﺪﻻﻟﺶ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺪﯾﺮ ﻗﺒﻠﯽ ﻣﯽﮔﻔﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻨﯿﻢ ،ﻣﯽﺭﻭﺩ ﺯﯾﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﺪ؛ ﻭﻟﯽ ﭘﺎﺭﮎ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻣﯽﺑﯿﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺑﺪﻫﺪ، ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﺍﺳﺖ.
ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﭘﺎﺭﮎ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﺷﺸﺼﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺮﺥ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺎ ۴ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﮐﺮﺩﯾﻢ،ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﺪ.


(ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺭﻣﻀﺎﻥﺯﺍﺩﻩ، استاندار كردستان در زمان خاتمى)

لزوم تامل در ارزیابی رویدادهای تاریخی

 


حکایتی جالب از ریچارد فرای شرق شناس و ایران شناس برجسته
ریچارد فرای بیش از ۷۰ سال از زندگی‌اش را صرف مطالعه و پژوهش دربارهٔ تاریخ و فرهنگ فلات ایران کرد.

در دهه ۱۹۷۰ در هنگامی که در دانشگاه پهلوی شیراز به تدریس اشتغال داشت، به ناگاه تدریس را رها کرد و به شغلی آزاد (مدیریت یک سوپرمارکت) روی آورد و سه سال بعد به اصرار و دعوت دانشگاه هاروارد، بار دیگر به تدریس در این دانشگاه پرداخت. 

دکتر ویلیام پیرویان استاد دانشگاه آزاد اسلامی کرج تعریف می کرد که زمانی در امریکا در جلسه سخنرانی فرای حضور داشتم. پس از سخنرانی ایشان و به هنگام پرسش و پاسخ اجازه خواستم سوالی شخصی از ایشان بپرسم. ایشان اجازه داد و من از علت ترک درس و دانشگاه در آن سال ها سوال کردم. ایشان پاسخ داد:

روزی در یکی از خیابان های شیراز قدم می زدم. به در مغازه گوشت فروشی رسیدم که در کنار آن آرایشگاهی قرار داشت. دیدم بین صاحب گوشت فروشی و جوان مشتری آرایشگاه دعوایی پیش آمده است. قصاب از آن جوان می خواست که موتورش را از مقابل سلمانی بردارد، چون ممکن بود هر آن ماشین گوشت از راه برسد و جوان نیز می گفت بگذار کار من با سلمانی تمام شود؛ بعدا موتور را برمی دارم. دعوا بالا گرفت و قصاب به مغازه رفت، ساطور برداشت و در این میان ساطور به سر جوان خورد و جان داد. 

من تمامی این اتفاقات را شاهد بودم. بسیار متاثر شدم. از آنجا رفتم . 

کاری داشتم انجام دادم و بعد از چند ساعت که بازگشتم، دیدم هنوز ازدحام مردم وجود دارد. از یکی از حاضران سوال کردم که چه شد؟ آن شخص جواب داد: 

جوانی به همسر این قصاب نظر سوء داشته و قصاب او را کشته است. 

من که حادثه را از ابتدا تا انتها دیده بودم ،می دانستم که این گونه نبود. ناگهان شوکی به من وارد شد. حادثه ای که چند ساعت بیشتراز وقوع آن نمی گذشت، چنین تحریف شده بود. من چگونه می خواستم حوادث سه هزار سال قبل را بشناسم. تمام دانسته های من به جهل تبدیل شد. باعث شد تدریس را رها کنم و به مغازه داری روی آورم.

نکته:

این مثل را بدان آوردم که ...

بسیاری از ما برخی از رویدادهای تاریخی را که بر وفق باورهای ماست،چنان مستند و باورپذیر می دانیم که گویی خود حاضر و ناظر آن رویداد بوده ایم.

رویداد فوق و نقل قول ریچارد فرای بینشی فرانگر و زرفگرا به انسان می بخشد که در نقل رویدادهای تاریخی و داوری درباره صحت و سقم آن ها بیشتر بیندیشیم و کمتر داوری کنیم.

بنابراین لازم است در ارزیابی و نقل رویدادهای تاریخی ،

اولا عنصر عقلانیت را به کار گیریم و همه رویدادهای تاریخی را در ترازوی عقل بسنجیم.

ثانیا در داوری به مطالعه یک منبع بسنده نکنیم و منابع گوناگون و متفاوت و متضاد را نیز مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم.

توریست های ایتالیایی درقم!

ﭼﺮﺍ ﻓﺎﻣﯿﻠﻬﺎ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍﯾﻨﺪ؟!

😘 واقعا قشنگه بخونید......!!!!!////


ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ.

ﮐﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺟﻤﻌﺸﺎﻥ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ.

ﭼﺮﺍ ﻓﺎﻣﯿﻠﻬﺎ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍﯾﻨﺪ.

ادامه نوشته

ریا تاچه اندازه!

خرید

* نکات مدیریتی **

فراموش نكنید بزرگترین آتش‌سوزی جهان را در ابتدا می‌توان با یك فنجان آب خاموش كرد (درایت، مدیریت بحران)

توان یك زنجیر به اندازه ضعیف‌ترین حلقه آن است. (مشاركت)

مداد هر رئیس باید پاك‌كن داشته باشد (گذشت)

به خاطر داشته باشید كشتی‌ها در لنگرگاه‌ها امنیت بیشتری دارند اما هیچ‌گاه برای چنین هدفی ساخته نشده‌اند. (تلاش در رفع موانع)

ذهن انسان مانند چتر نجات است كه تنها زمانی كار می‌كند كه باز باشد(ذهن باز)

با دو گوش و یك زبان كه داریم، باید دو برابر آنچه كه می‌گوییم، بشنویم (خوب شنیدن)

در كتاب درود بر خودم، دكتر دانيال امن مى گويد:

در هجده سالگى، نگران تفكر ديگران در مورد خودتان هستيد.

وقتى چهل ساله مى شويد،

اهميتى نمى دهيد كه ديگران در مورد شما چه فكر مى كنند.

و زمانى كه شصت ساله مى شويد،

پى مى بريد كه اصلا هيچكس در مورد شما فكر نمى كرده است!

واااااای که چه آسان هدر می دهیم عمر خویش را فقط به گمان اینکه:

نکند دیگران اینطور در مورد من فکر کنند…

پس جان دل

تا فرصت زندگی داری

جانانه زندگی کن…..

و عمر گرانمایه را به خاطر توهم فکر دیگران هدر نده…..

و دریاب این فرصت ناب زندگی را…..

10اشتباه بزرگ!

قسمت های مختلف مطالعات نهم

                 تاریخ   

برای دریافت کلـــــــیک نمایید.

                     جغرافی

برای دریافت اینجاراکلیک نمایید.

                   مدنی

برای دریافت فایل موردنظر اینجاراکلیک نمایید.

دو نوع درد در جامعه امروزی


برگرفته از کتاب فرهنگ سنگ و سگ/ از محمدرضا شعبانعلی


"نخستین درد" را «اعتقاد» به «الگوی کامل» می دانم. تفکری که می گوید یک فرد یا باید از همه لحاظ الگو باشد یا اساساً الگو نیست. تفکری که انسان ها را «همه» یا «هیچ» می کند. تفکری که هرگز نمی پذیرد انسان ها، «مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها» هستند و اساساً «انسان بودن» یعنی ترکیب این دو که اگر چنین نبود،‌ یا شیطان بودیم و یا فرشته.

ادامه نوشته

قدر داشته هایمان را بدانیم !

 سگ سیبرین هاسکی pomeranian husky dog

داستان بسیار زیبا و جالب!
قصاب می خواست سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شود، دورش کند. اما کاغذی را در دهان سگ دید.
روی کاغذ نوشته بود: «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین»
 ۱۰ دلار هم همراه کاغذ بود.
قصاب که تعجب کرده بود، سوسیس و گوشت را در کیسه و در دهان سگ گذاشت.
قصاب که کنجکاو شد و به دنبال سگ راه افتاد.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را چند بار به در کوبید.
مردی در را باز کرد و شروع به تنبیه سگ کرد!
قصاب به مرد نزدیک شد و داد زد: 

چه می کنی این سگ باهوش ترین سگی هست که تا به حال دیده ام .
مرد گفت: این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کند.


 "پائولو کوئیلو"


نتیجه اخلاقی:
- مردم هرگز از چیزهایی که دارند، راضی نخواهند بود.
- چیزی که شما آن را بی ارزش می دانید، به طور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است.
- بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.
پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم.
 "قدر داشته های مان را بدانیم.

سیستم یا افراد؛ کدام یک باید سرچشمه تحولات اجتماعی باشد؟

 

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻣﺼﺎﺩﻳﻖ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﻬﻢ ﺑﯿﻦﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﺷﺪﻥ، ﻛﺸﻮﺭ ﻛﺮﻩ ﺟﻨﻮﺑﻲ ﺍﺳﺖ . اینان ﻫﻢ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺧﺎﺭﻕﺍﻟﻌﺎﺩﻩﺍﻱ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺗﺮﻳﻠﻴﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﺎﺧﺎﻟﺺ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ و ﻫﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻫﻢ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﺳﻴﺴﺘﻤﻲ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﻭ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﭙﺎ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺷﻤﺎﻟﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻛﻨﻨﺪ . 

ﻛﺮﺓ ﺷﻤﺎﻟﻲ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺯ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ ،ﭼﻮﻥ ﺗﻀﺎﺩﻫﺎﻱ ﺩﺭﻭﻧﻲ ﺁﻥ ﺑﺮﻣﻼ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﻈﻤﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ، ﻣﺘﺰﻟﺰﻝ ﻣﻲﻛﻨﺪ .
ﺁﻳﺎ ﻣﻦ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﻛﺮﻩ ﺟﻨﻮﺑﻲ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﻢ . ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﺧﻴﺮ . ﭼﻮﻥ ﻛﺮﻩ ﺟﻨﻮﺑﻲ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻓﺮﺩ . ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲﺷﺪ ﻭﻧﺰﻭﺋﻼ ﻳﺎ ﻟﻴﺒﻲ، ﻫﻤﻪ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻧﺎﻡ ﻛﺪﺍﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻄﺮﺡ ﻛﻨﻨﺪ . 

ﺍﻭﻝ ﺷﺮﻁ ﺗﻮﺳﻌﻪﻳﺎﻓﺘﮕﻲ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﭙﺬﻳﺮﻧﺪ، ﺳﻴﺴﺘﻢﺳﺎﺯﻱ ﻣﺒﻨﺎﻱ ﺗﺤﻮﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺻﺮﻓﺎً ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺭﺍ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ .
‏( ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺳﺮﯾﻊ ﺍﻟﻘﻠﻢ ‏)

کم آبی وخشکسالی ، بحران جدی برای ایران

        کشورمادرحال حاضر با بحران شدید کمبود آب مواجه شده است. به عقیده کارشناسان، این بحران در نتیجه آلودگی آب های سطح زمین و منابع زیرزمینی، عدم مشارکت مردم در مصرف بهینه آب و سوء مدیریت در ذخیره نزولات آسمانی ایجاد شده است. با اینکه برخی از کشورهای جهان مشغول ذخیره سازی آب موجود خود برای ایجاد امنیت آبی در آینده هستند، عده ­ای ازهم وطنان ما با آلوده کردن آب های سطح زمین و برداشت بیش از حد از ذخایر زیرزمینی، در حال از بین بردن ذخایر آینده آب هستند. بعضی بر این باورند که جنگ بعدی یا همان جنگ جهانی سوم بر سر آب می‌باشد که بعضی از کشورها با کمبود آب مواجه شده و به کشورهای  پرآب­ تر حمله ورشده وآن ها را تصرف می­ نمایند.(اگرچه در این جنگ­ ها همیشه قوی­ترها پیروزند.)

         تجربه نشان داده است كه كاهش بیش از 25-20 درصد میزان آب را نمی ­توان بادرخواست داوطلبانه به دست آورد. به نظر نمی­ رسد كه نوعی توافق همگانی در مورد صرفه جویی آب، یا افزایش آب­ بها با اقبال عمومی واقع شود. لازم است در زمينه مديريت آب و بازگرداني پساب­ ها به چرخه مصرف، چاره‌انديشي‌هاي لازم صورت گيرد. آلودگي‌هاي منابع آب در اثر فعاليت­ های معدني و صنعتي كه مسائلي نوظهور هستند، کاهش یابند. باید راه حل­ های زود بازده مثل، پلمپ کردن چاه­ های غیرمجاز و عدم صدور مجوز برای چاه ­های جدید و جداسازی آب شرب از بقیه آب­ها و سهمیه­ بندی آب درکلان شهرها، به زودی در دستورکار مسئولین اجرایی قرارگیرد.

آب این رودبه سرچشمه نمی گرددباز            بهترآن است که غفلت نکنیم ازآغاز

                                                                  به امید داشتن ایرانی آبادوپرآب

قسمتی ازمقاله ی این جانب بوددرمورد"کم آبی وخشکسالی ، بحران جدی برای ایران"

که دریکی ازمجلات بین الملی (کشورانگلستان )به چاپ رسیده

کد لینک مقاله 

http://www.ikpress.org/abstract.php?iid=598&id=45&aid=4356#.VbOnm7Wd6KG

برای دانلودمتن کامل مقاله به زبان انگلیسی برروی شکل زیر کلیک کنید .

 

 

ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﺸﮏ ﺷﺪ!  

ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺗﺎﯾﻤﺰ ﻣﺎﻟﯽ ‏ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ "ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﺸﮏ ﺷﺪ " ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ ﮐﻪ: 

"ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭﺳﺎﻟﻪ ﺗﺎ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﯽ ﺁﺑﯽ ﻭ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ به حاﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ، ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﯿﺎﻩ ﻭ ﺟﺍﻧﺪﺍﺭﯼ امکان ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ .
ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺁﺏ ﻭ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﯿﻂ ﺯﯾﺴﺖ ﺍﺳﺖ، ﺳﻪ ﺷﺮﯾﮏ ﺟﺮﻡ ﺩﺭ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ " ﻋﻮﺍﻣﻞ:
ﻃﺒﯿﻌﯽ" ‏( ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ‏)، "ﺣﮑﻮﻣﺖ " ﻭ "ﻣﺮﺩﻡ " ﺍﯾﺮﺍﻥ می خوﺍﻧﺪ !
ﺟﺮﻡ  ﺩﻭلت :
۱ - به خاﻃﺮ ﻋﺪﻡ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﯽ، ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﺩﺭ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺳﺎﺯﯼ ﺁب هاﯼ ﮐﺸﻮﺭ؛
۲ - ﺳﯿﺎست هاﯼ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ " ﭘﻮﭘوﻠﯿﺴﺘﯽ " ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺳﻮﺑﺴﯿﺪﯼ ﻭ ﮐﻢ ﺑﻬﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ؛
۳ - ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺳﻨﺘﯽ ﻭ ﻏﯿﺮ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﻭ به هدﺭ ﺩﺍﺩﺍﻥ ﺁﺏ ﮐﻪ ﺿﺮﺭ ﺁﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺳﻮﺩﺵ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ؛
۴ - ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺳﻨﺘﯽ ‏( ﮐﺎﺭﯾﺰ/ ﻗﻨﺎﺕ ‏) ﮐﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﻣﺨﺘﺮﻉ ﺁﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺁﺏ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﺘﺎﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.
ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ، ﻣﺮﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ، به خاﻃﺮ ﺑﻬﺮﻩ ﻭﺭﯼ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ ﻭ به هدﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﺏ ﻫﺎﯼ ﮐﺸﻮﺭ.
ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ می دﻫﺪ، ﻫﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ می گذﺭﺩ، ﺍﯾﺮﺍﻥ یک رﻭﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﻭ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﻧﺰﺩیک تر ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺰﻭﺩﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺁﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺍﺗﺨﺎﺫ ﻧﺸﻮﺩ، ﻭ ﻧﯿﺰ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ به هدﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﺏ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻧﮑﻨﻨﺪ، ﻣﺮﮒ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭﺳﺎﻟﻪ، ﺗﺎ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻗﻄﻌﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ .
ﺧﻮﺍﻫﺸﻤﻨﺪﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺮ ﻓﺮهنگ ساﺯﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ، ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﻢ است.
ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ به هدﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﺏ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ
ﻫﺮ ﮔﺎﻣﯽ، ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻨﻮﺯ ﮔﺎمی است ﺑﺴﻮﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ !

مسئله ای به نام« تعلق به سرزمین»!


یکی از بزرگ ترین مشکلات ایران این است که در کشور ما " تعلق به سرزمین" بسیار ضعیف است. یعنی ایران هنوز یک "کشور- ملت" نیست.
در کشورهای پیشرفته دنیا، افراد تفکر خود را دارند، بعد در یک مدار بزرگ تر به یک گروه تعلق دارند و درمدار بزرگ تر ازآن احساس تعلق به سرزمین دارند.
شما اگر تاریخ غرب را بخوانید، مقدم تر از دولت بخش خصوصی بوده و مقدم تر از بخش خصوصی اصل دیگری بوده است و آن ثروت و قدرت سرزمین بوده که خیلی اهمیت داشته است.
آلمان و ژاپن در تابستان 1945 براثر جنگ جهانی دوم یک کشور مخروبه بودند، اما به جز کسانی که آمریکایی ها بالاجبار از آلمان برداشتند و بردند، سندی دال برمهاجرت آن ها موجود نیست. این خیلی مهم است. بعد دیدیم که درعرض 30- 20 سال کشور خود را اصلاح کردند و دومین و سومین قدرت اقتصادی جهانی شدند!
این که یک شهروند در جامعه ما به راحتی از ماشین آشغال بیرون می اندازد و تعریف از تمیزی خیابان های اروپا می کند، یک معنی تربیتی دارد، یک معنای عمیق دیگری هم دارد که به این سرزمین تعلق خاطر ندارد.
ما یک ناسیونالیسم احساسی داریم و یک ناسیونالیسم عقلایی. در ناسیونالیسم احساسی قوی هستیم، یعنی این که من غذا و موسیقی ایرانی دوست دارم، خانواده ام و زبان فارسی را دوست دارم، به فرهنگ دیرینه ام می بالم و... ولی یک قدم که بالاتر بیایم و ببینم حالا که من در این سرزمین به دنیا آمده ام، من چه مسئولیتی دارم؟ اینجا کم میارم! اینجا سکوت می کنم! این یعنی فقدان ناسیونالیسم عقلایی.  

به خاطر همین است که من و شما وقتی از یک اتاق می خواهیم بیرون برویم، چون همدیگر را می شناسیم، به هم احترام می گذاریم و کلی باهم تعارف می کنیم، ولی وقتی که در خیابان رانندگی می کنیم، یک سانتی متر اجازه نمی دهیم کسی از ما جلوبزند! چون هیچ احساس تعلقی به همدیگر نداریم.
چرا هنر شنیدن یک ایرانی ضعیف است؟
چرامن اصرار دارم که حرف خودم درست است؟
چون من ایرانی درحلقه اول فردی و نهایتا" درحلقه دوم گروهی گیرکرده ام. آن حلقه مهم تر و سوم ملی که همه این ها را به هم ربط می دهد، وجود ندارد.
کسی به من آموزش نداده که سرنوشت حلقه اول و حلقه دوم به حلقه سوم ربط دارد.
*** تا وقتی ناسیونالیسم عقلایی نداشته باشیم و به این سرزمین فکر نکنیم، هیچ تحولی در ما و سرزمینمان صورت نخواهدگرفت ***

"دکترسریع القلم"

به اندازه خودت برای تو اندازه گرفته می شود!!  

 


مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى گرفت ، آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى در می آورد. مرد آن را به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آن ها را وزن کند. هنگامى که آن ها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.
او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:
دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى ،در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:
ما ترازویی نداریم ؛ بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم .
مرد بقال از شرمندگی نمی دانست چه بگوید ...
«یقین داشته باش که: به اندازه خودت برای تو اندازه گرفته می شود...»

به این سوال فکر کنید


شما نگاه کنید ما به خاطر یک مشت شعار و حرف پنج قطعنامه گرفتیم ، اما در سوریه روزانه صدها نفر کشته و هزاران نفر آواره می شوند، اما این کشور هنوز یک قطعنامه نگرفته است. چرا که چند بار تا پای قطعنامه رفت، ولی روسیه و چین قطعنامه های مربوط به سوریه را وتو کردند.

 شما چه نتیجه ای می گیرید؟ این که چین و روسیه پای ما نایستادند، همه حرف نیست.

 واقعیت این است که چین و روسیه هم متوجه شدند که انگار یک عده ای در داخل دولت وقت دلشان می خواهد که قطعنامه بگیرند و اصلا در این مسیر حرکت می کنند.

 من معتقدم این اجماع سازی جهانی علیه ایران جز با کمک های خواسته یا ناخواسته گروهی در داخل ایران ممکن نمی شد.

 اهمیت ایران برای روسیه و چین بیشتر است یا سوریه؟

 اقتصاد ایران بزرگ تر است یا سوریه؟

 حجم مبادلات بازرگانی ما با روسیه بیشتر است یا سوریه؟

 موقعیت ژئوپلیتکی ما مهم تر است یا سوریه ؟

 چرا این ها پنج بار علیه ایران رای دادند، اما یک بار علیه سوریه رای ندادند؟

 به این سوال فکر کنید. 

(سعید لیلاز)

ایرانیان در نگاه یک مهندس ژاپنی

تذکر مهم:

این متن تنها نظر یک شهروند ژاپنی است .نقل آن صرفا جهت مزید اطلاع عزیزان است .بدیهی است نقل آن به معنی تایید نظریات نویسنده نیست.داوری بر عهده خوانندگان فهیم و فرزانه است.

ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﺑﯿﻦﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﭼﯿﻦ ‏(CRI‏)؛ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ آن مهندسی ژاپنی که درعسلویه بوشهر کار می کند، ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ" ﺯﺍﻣﺒﯽﻫﺎ " ﻫﯿﭻ ﻫﺪﻑ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺐﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻣﯽﺯﻧﻨﺪ .
متن کامل ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ‏«ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﺍﻣﺒﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ‏» ﺑﺪﯾﻦ ﺷﺮﺡ ﺍﺳﺖ :

"ﯾﮏ ﭼﺮﺍﻍ ﺟﺎﺩﻭ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧ ﻬﺎ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮐﻪ ﻏﻮﻝ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﻥ ﯾﮏ ﺁﺭﺯﻭﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ برآﻭﺭﺩﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﻫﺮ ﻓﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ. ﯾﮑﯽ ﺑﻮﮔﺎﺗﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﺸﺘﯽ ﺗﻔﺮﯾﺤﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﯾﮑﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﻭ ﯾﮑﯽ ﮐﺎﺧﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺍ ﻃﻠﺐ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺻﺎﺣﺐ ﯾﮏ ﺳﺎﯾﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﯿﺲﺑﻮﮎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﻫﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﻓﻀﺎﻧﻮﺭﺩﯼ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻗﺪﻡ ﺭﻭﯼ ﻣﺮﯾﺦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺣﺎﻻ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﺮﺍﻍ ﺟﺎﺩﻭ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﮕﯿﺮ. ﻧﻔﺮ ﻧﺨﺴﺖ ﭘﻮﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ، ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﭘﻮﻝ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ، ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﻮﻝ ﻫﻨﮕﻔﺖ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ، ﺁﻥ ﯾﮑﯽ 3000 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻃﻠﺐ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﯿﻦ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺛﺮﻭﺕ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻧﺮﻭﺩ .
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺁﻧ ﻬﺎ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻫﺮ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺣﻞ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬﺍﺭﯼ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ.
ﺁﻧ ﻬﺎ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ، ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﺎﻟﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ : << ﺍﮔﺮ ﺷﻔﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ، 500ﺗﻮمان ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﮐﻨﺎﺭ.>>
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﻧ ﻬﺎ ﺍﺯ ‏« ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩﻥ‏» ، ﺍﺭﺍﺋﻪ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ!
ﮐﺴﯽ ﻧﺬﺭ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺸﮑﻠﺶ ﺣﻞ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭﻭﻍﮔﻮﯾﯽ ﯾﺎ رياكاری ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ.
آنان دور قبر امام زاده پول می ريزند و اعتقاد دارند تا پول ندهند نذرشان پذيرفته نيست.
مردمی به اين ....... حتی در جنگل آمازون هم نيست؛ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺩﺍﯼ ﻧﺬﺭ ﺧﻮﺩ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ بيچاره را ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ ﻭ ﮔﻮﺷﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ
ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﮐﻠﻪﭘﺎﭼﻪﺍﺵ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺻﺒﺢ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﻨﮕﮏ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯿﻞ میﮐﻨﻨﺪ.
ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻘﯿﻪ ﺩﻭﺳﺖﺷﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞﻫﺎﯼ ﻣﺪﻝ باﻻ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖﺷﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ. ﺁﻧ ﻬﺎ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻭﺿﻊﺷﺎﻥ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺖ، ﻃﺮﺩﺷﺎﻥ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ؛ ﭘﺲ ﻭﺍﻧﻤﻮﺩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﻣﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮﯼ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﻨﺪ، ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻗﯿﻤﺖ ﺟﺪﯾﺪ ﺧﻮﺩﺭﻭﻫﺎ ﻣﯽﭘﺮﺳﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﯾﮑﯽ ﺑﺨﺮﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺭصورتي كه پرايد يا ﺳﺎﻧﺘﺎﻓﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ،
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺎﺟﺮﺍﻥ ﺧﺎﻧﮕﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺁن ها ﻃﻼﯼ ﺍﻧﺪﻭﺧﺘﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺩﻻﺭ ﻭ ﯾﻮﺭﻭ ﺧﺮﯾﺪﻩﺍﻧﺪ ﯾﺎ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺳﻮﺩ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﭘﺲ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺳﻪ ﻧﻮﺑﺖ ﺻﺒﺢ، ﻇﻬﺮ ﻭ ﻋﺼﺮ، ﻗﯿﻤﺖ ﺍﺭﺯ ﻭ ﺳﮑﻪ ﺭﺍ ﭘﯿﮕﯿﺮﯼ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ، ﭼﻮﻥ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ و در واقع زندگی ندارند. ﺁن ها ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺧﻮﺩ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ. ﺁن ها ﺍﺑﺘﺪﺍ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺳﺎﯾﺪ ﺑﺎﯼ ﺳﺎﯾﺪ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺛﺮﻭﺕ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥﻫﺎﯼ ﺗﺨﺖ ﺭﻭﯼ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ.
ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ﻗﺴﻂ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﻭ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯿﮑﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺁن ها ﭘﺎﺭﮐﯿﻨﮓ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﮔﺮﺍﻥﻗﯿﻤﺖ ﻣﯽﺧﺮﻧﺪ ﻭ ﻧﯿﻤﻪﺷﺐ ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﮊﯾﺮ ﺩﺯﺩﮔﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯽﭘﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﯽﺭﺳﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ، با اين كه وضع خوبی دارند، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ . ﺁﻥﻫﺎ ﺧﻮﺩﺭﻭﻫﺎﯼ ﻣﺪﺭﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯽﺧﺮﻧﺪ ﻭ ﺟﺪﯾﺪﺗﺮﯾﻦ ﮔﻮﺷﯽﻫﺎﯼ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻭ ﺗﺒﻠﺖﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ، ولی روز و شب تكراری و زندگی شبيه مردگان دارند.
دروغ و فريب و تظاهر و بی هدفی شخصيت اصلی آنان است. تمام سخنشان دم زدن از معنويات است در حالي كه دروغ مي گويند و تمام فكر آن ها پول است.
آنان ازدواج را مقدس مي دانند، ولي تمام عقدنامه آن ها پولی و مادی است. آن ها اعتقاد دارند كه خدايشان هم مانند خودشان پولی است و با هفت تومان صدقه هفتاد نوع بلا را دفع مي كند و با ديدن خون نذری گوسفند و گاوی از گناهان آنان مي گذرد.
من به جز ايران در خيلی كشورها كار كرده ام و يا مسافرت رفته ام، ولی چنین موجوداتی را هيچ جا ندیده ام.
آنان به خدای ناديده و عذاب وحشتناك اعتقاد دارند، ولی همه جرم و گناهی هم مرتكب مي شوند. اعمالی كه محال است يك ژاپنی كه پيرو مكتب انسانی شينتو است، انجام دهد.

اﻭنی ﻛﻪ...

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻨﻮ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ...

اونی ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ می ﮔﻔﺖ "نمی دﻭﻧﻢ " ، ﺑﻴﺸﺘﺮ می دﻭﻧﺴﺖ!
اونی ﻛﻪ "ﻗﻮی تر " ﺑﻮﺩ، ﻛﻤﺘﺮ ﺯﻭﺭ می گفت!
ﺍﻭنی ﻛﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ می گفت "ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ" ، ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺴﺶ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩ!
اﻭنی که ﺻﺪﺍﺵ ﺁﺭﻭم تر ﺑﻮﺩ، ﺣﺮﻓﺎﺵ ﺑﺎ ﻧﻔﻮﺫﺗﺮ ﺑﻮﺩ!
اﻭنی ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ، ﺑﻘﻴﻪ ﺭﻭ ﻭﺍقعی ﺗﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ!
اﻭنی ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ " ﻃﻨﺰ " می گفت، ﺑﻪ ﺯﻧﺪگی جدی ﺗﺮ ﻧﮕﺎﻩ می کرﺩ.

فریب ریش، خطرناک تر از نیش!

 

گویند :
درعصر سليمان نبى،پرنده اى براى نوشيدن آب به سمت بركه اى پرواز كرد،اما چند كودك را بر سر بركه ديد،پس آن قدر انتظار كشيد تا كودكان از آن بركه متفرق شدند.
همين كه قصد فرود به سوى بركه را كرد،اين بار مردى را با محاسن بلند و آراسته ديد كه براى نوشيدن آب به ان بركه مراجعه نمود.
پرنده با خود انديشيد كه اين مردى باوقار و نيكوست و از سوى او آزارى به من متصور نيست. پس نزديك شد، ولی آن مرد سنگى به سويش پرتاب كرد و چشم پرنده معيوب و نابينا شد.  

پرنده شكايت نزد سليمان برد. پیامبر آن مرد را احضار کرد محاكمه و به قصاص محكوم نمود و دستور به كور كردن چشم داد. آن پرنده به حكم صادره اعتراض كرد و گفت :
"چشم اين مرد هيچ آزارى به من نرسانده ، بلكه ريش او بود كه مرا فريب داد! من گمان بردم كه ازسوى او ايمنم پس به عدالت نزديك تر است اگر محاسنش را بتراشيد تا ديگران مثل من فريب ريش او را نخورند"

« علامه دهخدا »

عرض پوزش

خدارراشکرکه بلاگفامجدداراه اندازی شد.
امامتاسفانه خیلی ازاطلاعات مندرج دروبلاگ این جانب حذف و یااحیاناخارج ازدسترس شده ؛علاوه برآن برخی ازدوستانی که جزءپیوندوبلاگ بنده بودندحذف شده اندو پوزش بنده راپذیراباشندچون کاربنده نبوده .
امیدوارم که این اطلاعات هرچه زودتربه سامانه برگردد.
                           

کم ارزش ترین پول دنیا را کدام کشور دارد ؟


کشوری که دومین منابع گاز و نفت جهان را دارد.
کشوری که یک ششم از ذخایر سنگ های قیمتی جهان را دارد.
کشوری که بهترین فرش جهان را دارد.
کشوری که بهترین خاویار جهان را صادر می کند.
کشوری که بهترین پسته جهان را دارد.
کشوری که یکی از بهترین تولید کنندگان زعفران دنیا است.
کشوری که ۱۰  درصد از آثار باستانی و تاریخی ثبت شده در یونسکو را دارد.
کشوری که تنوع طبیعی بی نظیرش باعث شده با یک ساعت پرواز از مناطق سرد با 20 درجه زیر صفر (شرایط اسکی روی برف) به مناطق گرم با دمای 35 درجه (شرایط اسکی روی آب) دسترسی داشته باشد.
کشوری که درآمد زیادی از اماکن دینی دارد.
کشوری که یکی از مرغوب ترین برنج های جهان دارد.
کشوری که یکی از بهترین چای های دنیا را دارد.
کشوری که به دلیل تنوع ذخایر معدنی به بهشت معدن شناسان مشهور است.
و مهم تر از تمام این ها... 

همان کشوری که سالانه 150 تا 180 هزار نفر تحصیل کرده از آن به خارج فرار می کنند!!
این کشور که صاحب کم ارزش ترین پول دنیا است ،چه نام دارد؟

چهارواژه بسیارمهم برای زندگی

قانون کائنات:

 
رنج نبايد تو را غمگين كند، اين همان جايي است كه اغلب مردم اشتباه مي كنند... رنج قرار است تو را آگاه تر كند ، چون انسان ها زماني آگاه تر مي شوند كه زخمي شوند، رنج نبايد بيچارگي را بيشتر كند. 

رنجت را تنها تحمل نكن، رنجت را درك كن، اين فرصتي است براى بيداري، وقتي آگاه شوي بيچارگی ات تمام مي شود... 

اگر كه به جاى محبتي كه به كسي كرديد، از او بي مهري ديده ايد، مأيوس نشويد، چون برگشت آن محبت را از شخص ديگري، در زمان ديگري، در رابطه با موضوع ديگري' خواهيد گرفت.

شك نكنيد!

اين قانون كائنات است....
ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺵ..
ﮐﻪ می خوﺍﻫﯽ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺒﯿﻨﯽ!

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ می خوﺍﻫﯽ
ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯ...
ﺍﮔﺮ ﺻﺪﺍﻗﺖ می خواهی
ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺑﺎﺵ...
ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ می خوﺍﻫﯽ
ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭ...

ﺩﻧﯿﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﭘﮋﻭﺍﮎ ﻧﯿﺴﺖ!

یادمان باشد..
زندگی انعکاس رفتار ما است!

انعکاس من بر من..

پس حواسمان باشد
بهترین باشیم
تا بهترین دریافت کنیم!

می گویند برای کلبه کوچک همسایه ات چراغی آرزو کن، قطعأ حوالی خانه تو نیز روشن خواهد شد.
من خورشید را برای خانه دلتان آرزو می کنم ...

منبع:http://30arg.blogfa.com/

پاورپوینت درس22مطالعات هشتم

 

برای دریافت اینــجا راکلیک نمایید.

 

  کاری ازآقای ارشدعلیپورازارومیه

 

 

 

 

نتایج  جشنواره درس پژوهی

بسمه تعالی

از: کارشناسی تکنولوژی آموزشی استان همدان-گروه مطالعات اجتماعی 1394/2/2

به: کلیه مناطق و نواحی استان همدان دوره متوسطه اول

موضوع: نتایج  جشنواره درس پژوهی

سلام علیکم:

با احترام ،ضمن سپاس بیکران ازهمکاری صمیمانه همکاران محترم استان جهت مشارکت در فراخوان جشنواره درس پژوهی به اطلاع می رساند پس از بررسی تمامی طرح های ارسالی همکاران ،گروه های برگزیده به شرح ذیل رتبه بندی گردیده اند .

ضمن تشکر ازاین همکاران گرامی،خواهشمند است از ایشان به نحو شایسته تقدیر به عمل آید.

رتبه

نام   ونام خانوادگی

نام   منطقه

نام   مدرسه

1

هوشیار احسان نیا- مرتضی معافی- توکل رحمتی نیا- حسین امیری

ملایر

ابونصرفارابی

 

2

عاطفه شئونات-نسرین بوجاری- نیره ناصری نسب- طاهره رضایی مهذب-

ناحیه دو

ریحانه النبی

زهرا احمدی سیرت- معصومه زند- مجتبی مصطفوی – محمد حاتم گویا- اصغر حاتم گویا

فامنین

سمیه

 

 

3

فاطمه زارعی-فاطمه غلامرضایی- خدیجه شیر بابا – مینا جعفری

کبودر آهنگ

 

زهرا صفری- حمیده جلیلی- اشرف شریفی- مرضیه خدیور – ناهید صالح زاده

ناحیه یک

کوثر

معصومه زهره وند- حمیده جلیلی- طیبه فرمان فرع- هاجر عباسی- فریده خیر جو

ناحیه یک

معصومیه

 

گروه مطالعات اجتماعی استان همدان:

ملیحه رضایی – مجتبی مستقیمی- علیرضا حاجیلویی

نیا ﯾﺶ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺩﮐﺘﺮ ﻋﻠﯽ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ

ﻧﯿﺎ ﯾﺶ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺩﮐﺘﺮ ﻋﻠﯽ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ؛ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻗﺪﺭ ﺳﺎﻝ 1351 ؛ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﯼ ﺍﺭﺷﺎﺩ:

ﺍﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ....ﺍﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ....

ﺑﻪ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ

ﻭﺑﻪ ﻋﻮﺍﻡ ﻣﺎ ﻋﻠﻢ

 

پاسخ به نظر!!

چندروزقبل یکی ازدوستان پیامی بدین منظوربرای بنده ارسال نمودند.چون دامنه کلمات آن زیادبودوامکان درج آن درقسمت پاسخ به نظرات فراهم نشد.اصل نظروپاسخ مناسب به آن رادراین قسمت قراردادم .لطفامطالعه فرمایید.

با سلام. جناب احسان نیا مقدار دریافتی شما و یک استاد یکی است فقط تفاوت در حکم یک معلم و یک استاد است.بعدش هم یک معلم طبق وظیفه خود، مثلا 3روز در هفته کلاس دارد ان هم 6یا 7 ساعت. تازه ممکن است کلاسش زودتر به پایان رسد.اما یک استاد هر روز هفته حتی 5شنبه ها و جمعه ها که معلم ها تعطیل اند و چیزی در حدود 10 یا بعضی مواقع 12 ساعت به سر کلاس میروند وبا چیزی حدود 50یا60 نفر دانشجو مخطلط 1سال تحصیلی را به پایان میرساندن و صدای اعتراضی از آنها خارج نمیشود.پس بیشتر در این مسئله تامل و توجه فرمایید.

اولامن تعجب می کنم که چراشماحقوق و مزایاوسایرتسهیلات اعضای هیئت علمی رابافرهنگیان که ازکم ترین حقوق ومزایا برخوردارندمقایسه می کنید؟

ای کاش باکارکنان شرکت ها ی مختلف دولتی وخصوصی- نظامیان- قضات- کارمندان بانک ها  وسایرکارکنان دیگرکه ارقام نجومی دریافت می کنند مقایسه می کردید. مااعضای هیئت علمی راازخودمان می دانیم زیراآن ها هم مانندفرهنگیان، برای تربیت نسل جوان وبالابردن فرهنگ عمومی وارتقاءدرجات علمی واخلاقی افرادجامعه ،متحمل رنج هاومشقات فراوانی می شوند.اماحالاکه شمااین قشررابافرهنگیان مقایسه کردید؛بدنیست به اطلاعتان برسانم که کاملااشتتباه می کنید.زیرااولاساعت موظفی دبیران بین20 تا24ساعت درهفته وآموزگاران 36ساعت درهفته می باشد. ولی ساعت کارموظفی هیئت علمی 16ساعت درهفته می باشد.(نصف ساعت کارموظفی فرهنگیان)اینکه پنجشنبه هاوجمعه هاوروزهای تعطیل به سرکارمی روندبه خاطردریافت اضافه تدریسی است که مافرهنگیان ازآن محرومیم.ثانیا میزان حقوق ومزایای  یک فرهنگی بامدرک فوق لیسانس بعداز25سال سابقه کارحدود2میلیون تومان است.که پس ازکسرحق بازنشستگی وحق بیمه وسایرکسورات مثل اقساط ووام ها به کم ترازیک میلیون تومان می رسد.(جالب است که ازهیچ اضافه تدریسی هم برخوردارنیست) درصورتیکه میزان دریافتی هیئت علمی 2برابرونیم فرهنگیان می باشد.یعنی بدون درنظرگرفتن اضافه کاروسایرتسهیلاتی مثل حق مسکن وغیره که فرهنگیان ازهمه ی آن ها محرومند.درموردسختی شرایط کارهم به عرض شمابرسانم که همه ی فرهنگیان 15تا20سال اول خدمت خودرادرروستاهای دورافتاده(حتی دورافتاده ترین روستاها که پای هیچ کدام ازکارکنان ادارات به آن جا نمی خوردسپری می کنند،که اگر2نفردانش آموزهم داشته باشدبایددرآن جا خدمت کنند.) ویادرمناطق محروم وباتحمل سختی ها ومشقات فراوان رفت وآمد و....ویا بعضا باکلاس های شلوغی بابیش از35نفردانش آموزسروکاردارند.درصورتی که اعضای هیئت علمی درهمان سال اول خدمتشان دربهترین نقاط شهروبااقشاری فهیم وباسوادوعاقل ترسروکاردارندکه همه، خروجی های آموزش وپرورش می باشند..

وحرف آخراین که  بابای خوب شماهم دست پرورده ی معلمان بهترازبنده ای می باشد که روزگاری مثل الآن شمادراین کلاس هادرس خوانده تا به این درجه رسیده ویک شبه استاددانشگاه نشده !

  عجایب هفتگانه ایران:

۱.هیچ كس كارنمی كنه، اما همه برنامه ها اجرا میشن!
۲.همه برنامه ها اجرا میشن، اما چیزى تولید نمیشه!
۳.هیچی تولید نمیشه، اماكسی گرسنه نیست!
۴.هیچ كس گرسنه نیست، اما همه ناراضی اند!
۵.همه ناراضی اند، اما كسی شكایتی نداره!
۶.هیچ كس شكايتى نداره، اما همه نق ميزنن!
7.همه نق میزنن، اما هیچ كس كاری نمیكنه!


اينجا:
منطق, تقليد است
کتاب,دکور است
روزنامه, تبليغ است
آزادى, ميدان است
جمهورى, خيابان است
استقلال, تيم است
شعار, آسان است
شعور, ناياب است
پينه هاى دست,  "عار" است
پينه بر پيشانى ,افتخار است
دروغ, حلال است
شادى, حرام است
اعدام, اصلاح است
اصلاح, فساد است
دانا, افسرده است
نادان, کامياب است
درد مردم, بى درمان است
 ريا, ايمان است
ايمان, براى نان است
اينجا
ايران است …

زنده یاد حسین پناهی