حرکت
روزی فتحعلی شاه قاجار،نشسته بود،ودر دوطرفش دوتن از بانوان مورد علاقه اش،یکی بنام جهان ودیگری بنام حیات نشسته بودند.شاه به ذوق آمده وشعری در وصف انها سرود.وگفت:نشسته ام بمیان دودلبرودودلم-------که رابه مهربه بندم دراین میان خجلم.
فوراجهان گفت:توپادشاه جهانی،جهان ترا باید.
سپس حیات گفت:اگرحیات نباشد جهان چکار اید.
دیگری از زنان حرمسرا که نامش بقا بود،همینکه این جملات را شنید،متوجه شاه شد وگفت:
حیات وجهان هردوشان بی وفاست-----------بقا راطلب کن،که اخر بقاست
مرد ثروتمندی به راهبی مراجعه می کند ومی گوید:نمی دانم چرا مردم شهرم مرا خسیس می پندارند.
راهب گفت:بگذار حکایت کوتاهی برایت نقل کنم.روزی خوک به گاو گفت:مردم از طبیعت آرام وچشمان درشت وحزن انگیز تو به نیکی یاد می کنند ومی گویند توخیلی بخشنده ای؟اما در مورد من این گونه قضاوت نمی کنند درصورتیکه مرا می کشند واز گوشت من استفاده واز موی من برس کفش درست می کنند تا کفش هایشان راواکس زده و....اما با تمام این خدماتی که من برای آنها انجام می دهم کسی از من خوشش نمی اید.
گاودرجواب خوک گفت:ای خوک شاید علتش این باشد که هرچه من می بخشم در زمان حیاتم است !
پادشاهان در زمان حيات شان به مرگ نمي انديشند اما مرگ آنها و مقبره شان از سوژه ها و فرازهاي تاريخي جالبي است كه در اين گزارش به آن پرداخته شده است. مرحوم عباس اقبال آشتياني مورخ نامدار در سال 1325 در مجله يادگار سال سوم شماره 2 مقالاتي منتشر كرد كه به طور مشروح همين سوژه را دنبال مي كرد. ايشان پژوهشي درباره قبر پادشاهان ايران از ابتداي دوره صفويه تا آخر دوره قاجار انجام داده بود كه اين گزارش با اقتباس از آن نوشته ها ارائه شده است.
قربانت شوم:
الساعه كه در ايوان منزل، با همشيره ي همايوني به شكستن لبه نانی مشغولم خبر رسيد كه شاهزاده ، موثق الدوله، حاكم قم راكه به جرم رشاء وارتشاء معزول كرده بودم به توصيه ي عمه ی خود ابقاء فرموده وسخن هزل بر زبان رانده ايد فرستادم اورا تحت الحفظ به تهران بياورند تا اعليحضرت بدانند كه اداره ي امور مملكت با توصيه عمه وخاله نمي شود.
زياده جسارت است.
تقی

سوسیا لیسم : دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید دیگری را به همسایه خود می دهید .
کمونیسم : دو گاو دارید . دولت هر دوی آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند .
فاشیسم : دو گاو دارید . شیر را به دولت می دهید . دولت آن را به شما می فروشد .
کاپیتالیسم : دو گاو دارید . هر دوی آنها را می دوشید . شیرها را بر زمین می ریزید تا قیمتها هم چنان بالا بماند .
نازیسم : دو گاو دارید . دولت به سوی شما تیراندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد .
آنارشیسم : دو گاو دارید . گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند .
سادیسم : دو گاو دارید . به هر دوی آنها تیراندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می اندازید .
دولت مرفه : دو گاو دارید . آنها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید تا بنوشند .
بوروکراسی : دو گاو دارید . برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید .
سازمان ملل : دو گاو دارید . فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می کند . آمریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو می کنند . نیوزلند رای ممتنع می دهد .
ایده آلیسم : دو گاو دارید . ازدواج می کنید . همسرتان آنها را می دوشد .
رئالیسم : دو گاو دارید . ازدواج می کنید ولی هنوز خودتان آنها را می دوشید .
متحجریسم : دو گاو دارید . زشت است شیر گاو ماده را بدوشید .
فمینیسم : دو گاو دارید . حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید.
پلورالیسم : دو گاو نر و ماده دارید . از هر کدام شیر بدوشید فرق نمی کند .
لیبرالیسم : دو گاو دارید . آنها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود .
دموکراسی مطلق : دو گاو دارید . از همسایه ها رأی می گیرید که آنها را بدوشید یا نه .
سکولاریسم : دو گاو دارید . پس به خدا نیازی نیست .
پراگماتیسم : دو گاو دارید و می خواهید گاو همسایه تان را با شعار یا زور بگیرید .
پست مدرنیسم : دو گاو دارید و مرددید که آیا این ها گاوند یا بازی با کلمات .
گاندی: کلی گاو دارید تو کشور و بیشتر از اونها گرسنه ، اما اگه بکشیدش بدید گرسنه ها بخورن یه همکیشتون می زنه پخشتون می کنه کف زمین
مجلس در نظام جمهوری اسلامی ایران از اهمیت ویژه و والایی برخوردار بوده و محور بسیاری از تصمیم گیری ها، قانونگذاری ها، برنامه ریزی ها است و چراغ هدایت دولت و ملت را به دست دارد. مجلس پایگاه اساسی نظام و مردم و مایه حضور و مشارکت واقعی مردم در تصمیم گیری ها و مظهر اراده ملی است.
پزشک وجراح مشهور (دکتر ایشان) روزی برای
شرکت دریک کنفرانس علمی که جهت بزرگداشت وتکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی اش برگزار میشد،
باعجله به فرودگاه رفت..
دموکراسی می گوید:
رفیق حرفت را خودت بزن ،نانت را من می خورم.
مارکسیسم می گوید:
نانت را خودت بخور، حرفت را من میزنم.
فاشیسم می گوید:
نانت را من می خورم، حرفت را هم من میزنم، تو فقط برای من کف بزن.
اسلام حقیقی می گوید:
نانت را خودت بخور، حرفت را هم خودت بزن، من برای اینم که به حق برسی.
اسلام دروغین می گوید:
تو نانت را بیاور بده به ما، ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و تو حرف بزن، اما حرفی که ما می گوییم.
" دکتر علی شریعتی "
در
یک کلاس موضوعی کلیه تجهیزات و امکانات آموزشی در اختیار دانش آموزان و
معلمان قرار می گیرد تا معلم بتواند با کمک این امکانات ضمن تدریس تئوری
مفاهیم کتاب های درسی ، با انجام کار عملی به انتقال مفاهیم و یادگیری
بیشتردانش آموزان کمک کند .
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
تو چرا این همه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن...
فریدون مشیری
باآرزوی موفقیت وبهروزی برای تیم مذاکره کننده ی ایرانی درژنو،
مخصوصا جناب آقای دکترظریف، وبه امیدایرانی سربلند.
هرکس بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا می کند،
و هر کس نخواهد کاری را انجام دهد ، بهانه اش را.
چگونگی شکل گیری باران مصنوعی وسابقه ی آن درایران
منبع: پایگاه کیفیت بخشی مطالعات اجتماعی
آرژانتین:
سرزمین نقره (اسپانیایی)
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما /
آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)