مطالعات اجتماعی
 
اطلاعات عمومی - علمی- آموزشی- فرهنگی -تاریخی- اجتماعی

به نام يكتاي بي همتا

تقديم به همه همكاران محترم و بي ريايي كه عاشقانه و بي هيچ چشمداشتي مي آموزند و در اين راه حق « مسلماني » را ادا مي كنند. 

واعظی پرسید از فرزند خویش

هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق

هم عبادت،هم کلید زندگیست

گفت : زین معیار اندر شهر ما

یک مسلمان هست ،آن هم ارمنی است!

          پروین اعتصامی




نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ توسط هوشیار احسان نیا

 

                                        جواب فعالیت های تاریخ  نهم

 فعالیت 2. صفحه  -59تغییرات سیاسی :تشکیل حکومت واحد و قدرتمنددفع دشمنان خارجی(عثمانی ها و ازبکان)مذهبی:رسمی شدن مذهب تشیع و ایجاد وحدت دینیاجتماعی:ایجاد وحدت بیشتر در کشور.

فعالیت الف 3-صفحه 61 – تبریز- قزوین - اصفهان

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
میگویند وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای بازاری های تهران و اطراف پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند. هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشد. وقتی خبر به خانم فخرالدّوله، مالک بسیار ثروتمند، خواهر مظفّر الدین شاه و مادرمرحوم دکتر امینی رسید به رضاشاه پیغام فرستاد که مگر من مرده ام که می خواهی از بازاریان پول قرض کنی ؟ من حاضرم در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم. و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم فخرالدّوله تأسیس شد
یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد قانون روزهای تعطیلی مغازه ها و ادارات بود. به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد. روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی می گذشت که متوجّه شد مغازه ای بسته است. ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند. کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند. شاه پرسید: پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته ای؟ مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم،امروز روز قتل(شهادت)حضرت مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست دراین روز عرق بفروشم. رضاشاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است. آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت:
در این مملکت یک مرد واقعی داریم, آنهم خانم فخر الدوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است. سالهای سال بعد شاعره بزرگ ایران خانم پروین اعتصامی در وصف این ماجرا این چنین سرود:
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت،هم کلید زندگیست
گفت: "زین معیار اندر شهرما،
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست" !!

پروین اعتصامی شاعره بزرگ ایران روحش شاد یادش گرامی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم شهریور ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
منظور از بین‌المللی شدن چيست؟ 

محمود سریع القلم:

اگر ما در حد تركيه با جهان ارتباط داشتيم، تخصص را گرامي مي‌داشتيم و به يك نفر، بیش از ده حكم اجرايي نمي‌داديم.
 
اگر ارتباطات جدي بين‌المللي داشتيم، سريع آلودگي هواي تهران، ايمني جاده‌ها، ترافيك شهري، نظام اداري و ده‌ها مورد را مجبور مي‌شديم حل‌وفصل كنيم.
اگر ارتباطات وسيع بين‌المللي داشتيم، نمي‌توانستيم نرخ دورقمی تورم را براي دهه‌ها حفظ كنيم.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
ما دراین مملکت رئیس دولتی داشته ایم که روز آخر پول ناهارهای غیر کاری خود را از جیب پرداخته (زنده یاد بازرگان ) . 

و رئیس دولتی که فرزند او در حسرت خرید یک دوچرخه ماند (شهید رجایی ) .

و رئیس دولتی که در این ۶سال حتی یک اتهام مالی برای او پیدا نکرده اند (میرحسین موسوی ) 

و رئیس دولتی که قبل از تصدی مقام، به برخورداری از ثروت شهره بود (هاشمی رفسنجانی ) .

و رئیس دولتی که پس از ریاست جمهوری حتی دفتر کار نداشت و رئیس موسسه اطلاعات می خواست اتاقی به او بدهد ،تا این که یادگار امام یکی از ساختمان های بیت امام را در اختیار وی گذاشت (سید محمد خاتمی ) .

شگفت آور است بعد از افرادی با این سوابق، فردی رئیس می شود که در دولت او دو میلیارد و هفتصد میلیون دلار پول نفت در اختیار یک جوان بی نام و نشان قرار می گیرد و با این که الان آن جوان در بند است، اما هیچ نشانی از این پول هنگفت نیست .
آقای جهانگیری گفته : 

  «شخصی که امضا کرده تا دو میلیارد و هفتصد میلیون دلار پول نفت در اختیار یک فرد قرار گیرد، به جای آن که شرمنده باشد و از مردم عذر خواهی کند، طلبکار است . این که گفته می شود رقم دو میلیارد و هفتصد میلیون دلار در تاریخ بی سابقه است، حرف درستی است. شما در تمام تاریخ بشریت فردی را نشان دهید که دو میلیارد و هفتصد میلیون دلار دزدیده باشد، تا من هم ادعا کنم کسانی که این کار را کرده اند ،کار جدیدی نکرده اند .»
حالا احمدی نژاد نه درباره بابک زنجانی اختلاس های حیرت آور دیگر حرفی می زند و نه درباره رحیمی و بقائی توضیح می دهد؛ بلکه این روزها سراغ موضوعی دیگر رفته . او در گرمای چهل درجه تهران کاپشن می پوشد و در مورد تبیین
جهانی و اندیشه های انقلاب اسلامی و امام همایش تشکیل می دهد . او الان ماموریت دیگری برای خود تعریف کرده و می خواهد مدعی خط امام شود.

( نقل از نشریه امید جوان، شماره 930)


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
                                                      پاورپوینت درس دوم مطالعات نهم 

                                                لطفا از  اینجا  دانلودبفرمایید.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا

                                     فعالیتهای دروس نهم (بخش جغرافیا)

ف۱ ص۴: امکان وجود حیات روی زمین به علت فاصله ی مناسب از خورشید و وجود هوا هست/ حرکات وضعی و انتقالی زمین به گونه ای منظم است که امکان حیات فراهم میشود / اندازه ی زمین از سه سیاره دیگر بزرگتر است/ زمین فقط یک قمر دارد /



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا

مقایسه دو رویداد

رویداد اول: ایرانیان درستکار

چهاردم دی ماه 1331 یک هواپیمای شرکت هواپیمایی ایران که از شیراز و اصفهان به تهران می‌آمد، در نزدیکی فرودگاه مهرآباد هنگام کم کردن ارتفاع برای نشستن سقوط کرد و همه مسافران و سرنشینان آن جز دو تن (حسین عدل رئیس تلفن شیراز و مهندس خزایی) کشته شدند.

لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا

پدر علم زلزله شناسی: یکی از گسلها شکسته است

 

تهرانی‌ها تا چند هفته در آماده باش زلزله باشند

استاد باسابقه زلزله‌شناسی دانشگاه با تاکید بر اینکه مردم و ستاد بحران تهران باید در حالت آماده‌باش کامل قرار داشته باشند، هشدار داد: باید هفته‌ها گوش بزنگ بود و اقدامات پیشگیرانه را مد نظر داشت.

بهرام عکاشه با اشاره به وقوع زمین لرزه در منطقه جواد آباد تهران، اظهار داشت: این زمین لرزه ها نشان می‌دهد یکی از گسل ها شکسته شده و بقیه آمادگی شکستگی را دارند؛ البته نمی‌توانیم قسم بخوریم کدام گسل فعال شده که این زلزله به وقوع پیوسته است. گسل در این منطقه و در تهران زیاد است و این موضوع حائز اهمیت بوده که نه تنها منطقه جوادآباد، بله کل تهران تحت تاثیر نیرو و استرس قرار گرفته است.

وی با تاکید بر اینکه ستاد بحران تهران باید در حالت آماده باش کامل قرار داشته باشد، تصریح کرد: باید هفته ها نیز گوش بزنگ بود و اقدامات پیشگیرانه را در نظر داشت.

پدر علم زلزله‌شناسی ایران، زلزله جوادآباد را از نوع “خوشه‌ای” دانست و گفت: تا کنون تعداد زیادی زمین لرزه در جواد آباد طی روزهای اخیر به وقوع پیوسته که تعدای بیشماری نیز در حد نیم درجه بوده است و موید تحت فشار بودن کل منطقه و تهران است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از نسیم، عکاشه با بیان اینکه بشر هنوز نتوانسته زلزله را پیش بینی کند، خاطر نشان کرد: تنها در سال ۱۹۷۵ میلادی در چین حوالی پکند کاملا اتفاقی زمین لرزه پیش بینی شد و انواع پیش نشانگرها خبر از وقوع حادثه ای در این منطقه می داد لذا حزب کمونیست چین به مردم هشدار داد منازل را ترک  کننند که حدود یک ساعت بعد زمین لرزه ۷ ریشتری به وقوع پیوست که اگر مردم اطلاعی نمی‌یافتند آمار تلفات به شدت زیاد بود.

وی در پایان تاکید کرد:  مردم تهران باید در آماده باش کامل باشند.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
رییس سازمان زندان های هلند اعلام کرد:

با توجه به پایین آمدن شدید جرم و جنایت در این کشور و نبودن مجرم، دیگر تخصیص بودجه برای اداره زندان ها مقرون به صرفه نیست و پیشنهاد برچیده شدن زندان های این کشور را ارایه کرد!

نکته جالب تر این که کشور هلند در جهان به نسبت جمعیتش بیشترین افراد بی دین را در خود جای داده است..

به قول استفان واینبرگ:

با دین یا بدون دین،

انسان های خوب،کارهای خوب می کنند و انسان های بد، کارهای بد...

اما برای این که انسان با ظاهر خوب بتواند کار های بد بکند، قطعا به دین نیاز دارد...!

فاعتبروا یا اولی الابصار!


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا

پروفسور کردوانی پدر کویر شناسی ایران خطاب به مدیران حکومتی گفت :

" چرا نمیفهمید دیگر آب نیست؟!؟ "

مرتب مرا به کنفرانس دعوت میکنند , اما نمیروم چون دیگر فایده ای ندارد و کار از سمینار و کنفرانس گذشته است !



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ،
ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩ ؛
ﺗﺎ ﺧﻮﺏ ﺷﻨﺎﺧﺖ !
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ،
ﺩﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ،
ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﺯ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ؛
ﻣﯿﺰﺍﻥ منطﻖ ﺷﺎﻥ ،
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﺩﺏ ﺷﺎﻥ ،
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ،
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺷﻌﻮﺭﺷﺎﻥ ،
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺷﺎﻥ ،
میزان اصالت شان ،
ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﯿﺰﺍﻥ ؛
ﻣﻬﺮﻭ ﻣﺤﺒﺖ راستین ﺷﺎﻥ ،
ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ،
ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ؛
ﺍﻓﺮﺍﺩ ،
ﻣﺎﺩﺍﻡ ﮐﻪ ،
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺮ ﻭﻓﻖ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ؛
ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ،
ﻭﻣﻮﺩﺏ ﻭ ﻓﺮﻭﺗﻦ أﻧﺪ ؛
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﺷﺎﻥ ،
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﮕﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !
ﻭﻟﯽ ﮐﺎفی ست ؛
ﺑﻪﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ،
ﯾﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ،
ﯾﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ،
ﺭﻧﺠﯿﺪﻩ خاطر ﺷﻮﻧﺪ ؛
ﺗﺎﺯﻩ ،
ﺁﻥﺭﻭﯼ ﻧﺎﻣﺒﺎﺭﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ،
ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺎﻧﻨﺪ ...!
ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﺍﺩﺏ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ؛
ﻭ ﻧﻪ ﻣﺮﺍﻡ ،
ﻭ ﻧﻪﻣﻌﺮﻓﺖ ،
ﻭ ﻧﻪ ﻣﺤﺒﺖ ..!
ﺍﺯ اﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ،
ﺑﺮ ﺣﺬﺭ ﺑﺎﺷﯿﺪ ،،،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ،
ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﻼﯾﻤﺖ ،
ﺍﻫﻞ ﺍﺩﺏ ﻭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﺳﺖ ؛
ﻭ ﺑﺎ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺖﻫﺎ ،
ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺘﺶ ﮔﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ؛
ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ی ﺩﻭﺳﺘﯽ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ،
ﺭﻭﺡ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ؛
که ﻓﻘﻂ ،
ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻫﺎﯼ ،
گاه ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ ،،،
بزرگی و معرفت ،
ادب ،
اصالت و نجابت ،
آدمیان را ؛
به هنگامه ی خشم و
عصبانیت بیازمائید...


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
ﺩﻭ ﺟﻮﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺣﮑﻮﻣﺖﺩﺍﺭﯼ ﮐﺮﺩ !!!!

ﻣﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ‏( ﺩﺭ ﺳﻤﺖ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭ ‏)ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﯼ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﺷﻬﺮ ﺭﻭﯼ ﺳﻄﺢ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻮﺩ،ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﺶ ﺁﻗﺎﯼ ﺭﺣﯿﻤﯽ‏(ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭ ﻗﺒﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺍﻭﻝ ﺷﺪ ‏)ﯾﮏ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﯿﮏ ﻭ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﭘﺎﺭﮎ ﺁﺑﯿﺪﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﻭ ﮐﺎﻣﻼً ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﺍﺳﺖ.
ﯾﺎ ﯾﮏ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺳﻨﻨﺪﺝ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻟﺬﺕ ﻣﯽﺑﺮﺩ.
ﻣﻦ ﻣﺪﯾﺮ ﺁﺏ ﻭ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ :

ﺗﻮ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﻓﺎﺿﻼﺑﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ،ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺍﺣﺪﺍﺙ ﭘﺎﺭﮎ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻩﺍﯼ؟
ﺍﺳﺘﺪﻻﻟﺶ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺪﯾﺮ ﻗﺒﻠﯽ ﻣﯽﮔﻔﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻨﯿﻢ ،ﻣﯽﺭﻭﺩ ﺯﯾﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﺪ؛ ﻭﻟﯽ ﭘﺎﺭﮎ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻣﯽﺑﯿﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺑﺪﻫﺪ، ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﺍﺳﺖ.
ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﭘﺎﺭﮎ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﺷﺸﺼﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺮﺥ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺎ ۴ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﮐﺮﺩﯾﻢ،ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﺪ.


(ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺭﻣﻀﺎﻥﺯﺍﺩﻩ، استاندار كردستان در زمان خاتمى)


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
 


حکایتی جالب از ریچارد فرای شرق شناس و ایران شناس برجسته
ریچارد فرای بیش از ۷۰ سال از زندگی‌اش را صرف مطالعه و پژوهش دربارهٔ تاریخ و فرهنگ فلات ایران کرد.

در دهه ۱۹۷۰ در هنگامی که در دانشگاه پهلوی شیراز به تدریس اشتغال داشت، به ناگاه تدریس را رها کرد و به شغلی آزاد (مدیریت یک سوپرمارکت) روی آورد و سه سال بعد به اصرار و دعوت دانشگاه هاروارد، بار دیگر به تدریس در این دانشگاه پرداخت. 

دکتر ویلیام پیرویان استاد دانشگاه آزاد اسلامی کرج تعریف می کرد که زمانی در امریکا در جلسه سخنرانی فرای حضور داشتم. پس از سخنرانی ایشان و به هنگام پرسش و پاسخ اجازه خواستم سوالی شخصی از ایشان بپرسم. ایشان اجازه داد و من از علت ترک درس و دانشگاه در آن سال ها سوال کردم. ایشان پاسخ داد:

روزی در یکی از خیابان های شیراز قدم می زدم. به در مغازه گوشت فروشی رسیدم که در کنار آن آرایشگاهی قرار داشت. دیدم بین صاحب گوشت فروشی و جوان مشتری آرایشگاه دعوایی پیش آمده است. قصاب از آن جوان می خواست که موتورش را از مقابل سلمانی بردارد، چون ممکن بود هر آن ماشین گوشت از راه برسد و جوان نیز می گفت بگذار کار من با سلمانی تمام شود؛ بعدا موتور را برمی دارم. دعوا بالا گرفت و قصاب به مغازه رفت، ساطور برداشت و در این میان ساطور به سر جوان خورد و جان داد. 

من تمامی این اتفاقات را شاهد بودم. بسیار متاثر شدم. از آنجا رفتم . 

کاری داشتم انجام دادم و بعد از چند ساعت که بازگشتم، دیدم هنوز ازدحام مردم وجود دارد. از یکی از حاضران سوال کردم که چه شد؟ آن شخص جواب داد: 

جوانی به همسر این قصاب نظر سوء داشته و قصاب او را کشته است. 

من که حادثه را از ابتدا تا انتها دیده بودم ،می دانستم که این گونه نبود. ناگهان شوکی به من وارد شد. حادثه ای که چند ساعت بیشتراز وقوع آن نمی گذشت، چنین تحریف شده بود. من چگونه می خواستم حوادث سه هزار سال قبل را بشناسم. تمام دانسته های من به جهل تبدیل شد. باعث شد تدریس را رها کنم و به مغازه داری روی آورم.

نکته:

این مثل را بدان آوردم که ...

بسیاری از ما برخی از رویدادهای تاریخی را که بر وفق باورهای ماست،چنان مستند و باورپذیر می دانیم که گویی خود حاضر و ناظر آن رویداد بوده ایم.

رویداد فوق و نقل قول ریچارد فرای بینشی فرانگر و زرفگرا به انسان می بخشد که در نقل رویدادهای تاریخی و داوری درباره صحت و سقم آن ها بیشتر بیندیشیم و کمتر داوری کنیم.

بنابراین لازم است در ارزیابی و نقل رویدادهای تاریخی ،

اولا عنصر عقلانیت را به کار گیریم و همه رویدادهای تاریخی را در ترازوی عقل بسنجیم.

ثانیا در داوری به مطالعه یک منبع بسنده نکنیم و منابع گوناگون و متفاوت و متضاد را نیز مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم.


نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
😘 واقعا قشنگه بخونید......!!!!!////


ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ.

ﮐﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺟﻤﻌﺸﺎﻥ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ.

ﭼﺮﺍ ﻓﺎﻣﯿﻠﻬﺎ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍﯾﻨﺪ.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا

فراموش نكنید بزرگترین آتش‌سوزی جهان را در ابتدا می‌توان با یك فنجان آب خاموش كرد (درایت، مدیریت بحران)

توان یك زنجیر به اندازه ضعیف‌ترین حلقه آن است. (مشاركت)

مداد هر رئیس باید پاك‌كن داشته باشد (گذشت)

به خاطر داشته باشید كشتی‌ها در لنگرگاه‌ها امنیت بیشتری دارند اما هیچ‌گاه برای چنین هدفی ساخته نشده‌اند. (تلاش در رفع موانع)

ذهن انسان مانند چتر نجات است كه تنها زمانی كار می‌كند كه باز باشد(ذهن باز)

با دو گوش و یك زبان كه داریم، باید دو برابر آنچه كه می‌گوییم، بشنویم (خوب شنیدن)

در كتاب درود بر خودم، دكتر دانيال امن مى گويد:

در هجده سالگى، نگران تفكر ديگران در مورد خودتان هستيد.

وقتى چهل ساله مى شويد،

اهميتى نمى دهيد كه ديگران در مورد شما چه فكر مى كنند.

و زمانى كه شصت ساله مى شويد،

پى مى بريد كه اصلا هيچكس در مورد شما فكر نمى كرده است!

واااااای که چه آسان هدر می دهیم عمر خویش را فقط به گمان اینکه:

نکند دیگران اینطور در مورد من فکر کنند…

پس جان دل

تا فرصت زندگی داری

جانانه زندگی کن…..

و عمر گرانمایه را به خاطر توهم فکر دیگران هدر نده…..

و دریاب این فرصت ناب زندگی را…..


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا


نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
                 تاریخ   

برای دریافت کلـــــــیک نمایید.

                     جغرافی

برای دریافت اینجاراکلیک نمایید.

                   مدنی

برای دریافت فایل موردنظر اینجاراکلیک نمایید.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا

برگرفته از کتاب فرهنگ سنگ و سگ/ از محمدرضا شعبانعلی


"نخستین درد" را «اعتقاد» به «الگوی کامل» می دانم. تفکری که می گوید یک فرد یا باید از همه لحاظ الگو باشد یا اساساً الگو نیست. تفکری که انسان ها را «همه» یا «هیچ» می کند. تفکری که هرگز نمی پذیرد انسان ها، «مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها» هستند و اساساً «انسان بودن» یعنی ترکیب این دو که اگر چنین نبود،‌ یا شیطان بودیم و یا فرشته.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
 سگ سیبرین هاسکی pomeranian husky dog

داستان بسیار زیبا و جالب!
قصاب می خواست سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شود، دورش کند. اما کاغذی را در دهان سگ دید.
روی کاغذ نوشته بود: «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین»
 ۱۰ دلار هم همراه کاغذ بود.
قصاب که تعجب کرده بود، سوسیس و گوشت را در کیسه و در دهان سگ گذاشت.
قصاب که کنجکاو شد و به دنبال سگ راه افتاد.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را چند بار به در کوبید.
مردی در را باز کرد و شروع به تنبیه سگ کرد!
قصاب به مرد نزدیک شد و داد زد: 

چه می کنی این سگ باهوش ترین سگی هست که تا به حال دیده ام .
مرد گفت: این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کند.


 "پائولو کوئیلو"


نتیجه اخلاقی:
- مردم هرگز از چیزهایی که دارند، راضی نخواهند بود.
- چیزی که شما آن را بی ارزش می دانید، به طور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است.
- بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.
پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم.
 "قدر داشته های مان را بدانیم.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
 

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻣﺼﺎﺩﻳﻖ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﻬﻢ ﺑﯿﻦﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﺷﺪﻥ، ﻛﺸﻮﺭ ﻛﺮﻩ ﺟﻨﻮﺑﻲ ﺍﺳﺖ . اینان ﻫﻢ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺧﺎﺭﻕﺍﻟﻌﺎﺩﻩﺍﻱ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺗﺮﻳﻠﻴﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﺎﺧﺎﻟﺺ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ و ﻫﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻫﻢ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﺳﻴﺴﺘﻤﻲ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﻭ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﭙﺎ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺷﻤﺎﻟﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻛﻨﻨﺪ . 

ﻛﺮﺓ ﺷﻤﺎﻟﻲ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺯ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ ،ﭼﻮﻥ ﺗﻀﺎﺩﻫﺎﻱ ﺩﺭﻭﻧﻲ ﺁﻥ ﺑﺮﻣﻼ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﻈﻤﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ، ﻣﺘﺰﻟﺰﻝ ﻣﻲﻛﻨﺪ .
ﺁﻳﺎ ﻣﻦ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﻛﺮﻩ ﺟﻨﻮﺑﻲ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﻢ . ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﺧﻴﺮ . ﭼﻮﻥ ﻛﺮﻩ ﺟﻨﻮﺑﻲ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻓﺮﺩ . ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲﺷﺪ ﻭﻧﺰﻭﺋﻼ ﻳﺎ ﻟﻴﺒﻲ، ﻫﻤﻪ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻧﺎﻡ ﻛﺪﺍﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻄﺮﺡ ﻛﻨﻨﺪ . 

ﺍﻭﻝ ﺷﺮﻁ ﺗﻮﺳﻌﻪﻳﺎﻓﺘﮕﻲ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﭙﺬﻳﺮﻧﺪ، ﺳﻴﺴﺘﻢﺳﺎﺯﻱ ﻣﺒﻨﺎﻱ ﺗﺤﻮﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺻﺮﻓﺎً ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺭﺍ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ .
‏( ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺳﺮﯾﻊ ﺍﻟﻘﻠﻢ ‏)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا

        کشورمادرحال حاضر با بحران شدید کمبود آب مواجه شده است. به عقیده کارشناسان، این بحران در نتیجه آلودگی آب های سطح زمین و منابع زیرزمینی، عدم مشارکت مردم در مصرف بهینه آب و سوء مدیریت در ذخیره نزولات آسمانی ایجاد شده است. با اینکه برخی از کشورهای جهان مشغول ذخیره سازی آب موجود خود برای ایجاد امنیت آبی در آینده هستند، عده ­ای ازهم وطنان ما با آلوده کردن آب های سطح زمین و برداشت بیش از حد از ذخایر زیرزمینی، در حال از بین بردن ذخایر آینده آب هستند. بعضی بر این باورند که جنگ بعدی یا همان جنگ جهانی سوم بر سر آب می‌باشد که بعضی از کشورها با کمبود آب مواجه شده و به کشورهای  پرآب­ تر حمله ورشده وآن ها را تصرف می­ نمایند.(اگرچه در این جنگ­ ها همیشه قوی­ترها پیروزند.)

         تجربه نشان داده است كه كاهش بیش از 25-20 درصد میزان آب را نمی ­توان بادرخواست داوطلبانه به دست آورد. به نظر نمی­ رسد كه نوعی توافق همگانی در مورد صرفه جویی آب، یا افزایش آب­ بها با اقبال عمومی واقع شود. لازم است در زمينه مديريت آب و بازگرداني پساب­ ها به چرخه مصرف، چاره‌انديشي‌هاي لازم صورت گيرد. آلودگي‌هاي منابع آب در اثر فعاليت­ های معدني و صنعتي كه مسائلي نوظهور هستند، کاهش یابند. باید راه حل­ های زود بازده مثل، پلمپ کردن چاه­ های غیرمجاز و عدم صدور مجوز برای چاه ­های جدید و جداسازی آب شرب از بقیه آب­ها و سهمیه­ بندی آب درکلان شهرها، به زودی در دستورکار مسئولین اجرایی قرارگیرد.

آب این رودبه سرچشمه نمی گرددباز            بهترآن است که غفلت نکنیم ازآغاز

                                                                  به امید داشتن ایرانی آبادوپرآب

قسمتی ازمقاله ی این جانب بوددرمورد"کم آبی وخشکسالی ، بحران جدی برای ایران"

که دریکی ازمجلات بین الملی (کشورانگلستان )به چاپ رسیده

کد لینک مقاله 

http://www.ikpress.org/abstract.php?iid=598&id=45&aid=4356#.VbOnm7Wd6KG

برای دانلودمتن کامل مقاله به زبان انگلیسی برروی شکل زیر کلیک کنید .

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺗﺎﯾﻤﺰ ﻣﺎﻟﯽ ‏ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ "ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﺸﮏ ﺷﺪ " ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ ﮐﻪ: 

"ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭﺳﺎﻟﻪ ﺗﺎ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﯽ ﺁﺑﯽ ﻭ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ به حاﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ، ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﯿﺎﻩ ﻭ ﺟﺍﻧﺪﺍﺭﯼ امکان ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ .
ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺁﺏ ﻭ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﯿﻂ ﺯﯾﺴﺖ ﺍﺳﺖ، ﺳﻪ ﺷﺮﯾﮏ ﺟﺮﻡ ﺩﺭ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ " ﻋﻮﺍﻣﻞ:
ﻃﺒﯿﻌﯽ" ‏( ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ‏)، "ﺣﮑﻮﻣﺖ " ﻭ "ﻣﺮﺩﻡ " ﺍﯾﺮﺍﻥ می خوﺍﻧﺪ !
ﺟﺮﻡ  ﺩﻭلت :
۱ - به خاﻃﺮ ﻋﺪﻡ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﯽ، ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﺩﺭ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺳﺎﺯﯼ ﺁب هاﯼ ﮐﺸﻮﺭ؛
۲ - ﺳﯿﺎست هاﯼ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ " ﭘﻮﭘوﻠﯿﺴﺘﯽ " ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺳﻮﺑﺴﯿﺪﯼ ﻭ ﮐﻢ ﺑﻬﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ؛
۳ - ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺳﻨﺘﯽ ﻭ ﻏﯿﺮ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﻭ به هدﺭ ﺩﺍﺩﺍﻥ ﺁﺏ ﮐﻪ ﺿﺮﺭ ﺁﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺳﻮﺩﺵ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ؛
۴ - ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺳﻨﺘﯽ ‏( ﮐﺎﺭﯾﺰ/ ﻗﻨﺎﺕ ‏) ﮐﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﻣﺨﺘﺮﻉ ﺁﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺁﺏ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﺘﺎﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.
ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ، ﻣﺮﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ، به خاﻃﺮ ﺑﻬﺮﻩ ﻭﺭﯼ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ ﻭ به هدﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﺏ ﻫﺎﯼ ﮐﺸﻮﺭ.
ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ می دﻫﺪ، ﻫﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ می گذﺭﺩ، ﺍﯾﺮﺍﻥ یک رﻭﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﻭ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﻧﺰﺩیک تر ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺰﻭﺩﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺁﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺍﺗﺨﺎﺫ ﻧﺸﻮﺩ، ﻭ ﻧﯿﺰ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ به هدﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﺏ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻧﮑﻨﻨﺪ، ﻣﺮﮒ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭﺳﺎﻟﻪ، ﺗﺎ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻗﻄﻌﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ .
ﺧﻮﺍﻫﺸﻤﻨﺪﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺮ ﻓﺮهنگ ساﺯﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ، ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﻢ است.
ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ به هدﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﺏ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ
ﻫﺮ ﮔﺎﻣﯽ، ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻨﻮﺯ ﮔﺎمی است ﺑﺴﻮﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ !


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا

یکی از بزرگ ترین مشکلات ایران این است که در کشور ما " تعلق به سرزمین" بسیار ضعیف است. یعنی ایران هنوز یک "کشور- ملت" نیست.
در کشورهای پیشرفته دنیا، افراد تفکر خود را دارند، بعد در یک مدار بزرگ تر به یک گروه تعلق دارند و درمدار بزرگ تر ازآن احساس تعلق به سرزمین دارند.
شما اگر تاریخ غرب را بخوانید، مقدم تر از دولت بخش خصوصی بوده و مقدم تر از بخش خصوصی اصل دیگری بوده است و آن ثروت و قدرت سرزمین بوده که خیلی اهمیت داشته است.
آلمان و ژاپن در تابستان 1945 براثر جنگ جهانی دوم یک کشور مخروبه بودند، اما به جز کسانی که آمریکایی ها بالاجبار از آلمان برداشتند و بردند، سندی دال برمهاجرت آن ها موجود نیست. این خیلی مهم است. بعد دیدیم که درعرض 30- 20 سال کشور خود را اصلاح کردند و دومین و سومین قدرت اقتصادی جهانی شدند!
این که یک شهروند در جامعه ما به راحتی از ماشین آشغال بیرون می اندازد و تعریف از تمیزی خیابان های اروپا می کند، یک معنی تربیتی دارد، یک معنای عمیق دیگری هم دارد که به این سرزمین تعلق خاطر ندارد.
ما یک ناسیونالیسم احساسی داریم و یک ناسیونالیسم عقلایی. در ناسیونالیسم احساسی قوی هستیم، یعنی این که من غذا و موسیقی ایرانی دوست دارم، خانواده ام و زبان فارسی را دوست دارم، به فرهنگ دیرینه ام می بالم و... ولی یک قدم که بالاتر بیایم و ببینم حالا که من در این سرزمین به دنیا آمده ام، من چه مسئولیتی دارم؟ اینجا کم میارم! اینجا سکوت می کنم! این یعنی فقدان ناسیونالیسم عقلایی.  

به خاطر همین است که من و شما وقتی از یک اتاق می خواهیم بیرون برویم، چون همدیگر را می شناسیم، به هم احترام می گذاریم و کلی باهم تعارف می کنیم، ولی وقتی که در خیابان رانندگی می کنیم، یک سانتی متر اجازه نمی دهیم کسی از ما جلوبزند! چون هیچ احساس تعلقی به همدیگر نداریم.
چرا هنر شنیدن یک ایرانی ضعیف است؟
چرامن اصرار دارم که حرف خودم درست است؟
چون من ایرانی درحلقه اول فردی و نهایتا" درحلقه دوم گروهی گیرکرده ام. آن حلقه مهم تر و سوم ملی که همه این ها را به هم ربط می دهد، وجود ندارد.
کسی به من آموزش نداده که سرنوشت حلقه اول و حلقه دوم به حلقه سوم ربط دارد.
*** تا وقتی ناسیونالیسم عقلایی نداشته باشیم و به این سرزمین فکر نکنیم، هیچ تحولی در ما و سرزمینمان صورت نخواهدگرفت ***

"دکترسریع القلم"


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
 


مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى گرفت ، آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى در می آورد. مرد آن را به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آن ها را وزن کند. هنگامى که آن ها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.
او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:
دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى ،در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:
ما ترازویی نداریم ؛ بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم .
مرد بقال از شرمندگی نمی دانست چه بگوید ...
«یقین داشته باش که: به اندازه خودت برای تو اندازه گرفته می شود...»


نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم تیر ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا

شما نگاه کنید ما به خاطر یک مشت شعار و حرف پنج قطعنامه گرفتیم ، اما در سوریه روزانه صدها نفر کشته و هزاران نفر آواره می شوند، اما این کشور هنوز یک قطعنامه نگرفته است. چرا که چند بار تا پای قطعنامه رفت، ولی روسیه و چین قطعنامه های مربوط به سوریه را وتو کردند.

 شما چه نتیجه ای می گیرید؟ این که چین و روسیه پای ما نایستادند، همه حرف نیست.

 واقعیت این است که چین و روسیه هم متوجه شدند که انگار یک عده ای در داخل دولت وقت دلشان می خواهد که قطعنامه بگیرند و اصلا در این مسیر حرکت می کنند.

 من معتقدم این اجماع سازی جهانی علیه ایران جز با کمک های خواسته یا ناخواسته گروهی در داخل ایران ممکن نمی شد.

 اهمیت ایران برای روسیه و چین بیشتر است یا سوریه؟

 اقتصاد ایران بزرگ تر است یا سوریه؟

 حجم مبادلات بازرگانی ما با روسیه بیشتر است یا سوریه؟

 موقعیت ژئوپلیتکی ما مهم تر است یا سوریه ؟

 چرا این ها پنج بار علیه ایران رای دادند، اما یک بار علیه سوریه رای ندادند؟

 به این سوال فکر کنید. 

(سعید لیلاز)


نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم تیر ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
تذکر مهم:

این متن تنها نظر یک شهروند ژاپنی است .نقل آن صرفا جهت مزید اطلاع عزیزان است .بدیهی است نقل آن به معنی تایید نظریات نویسنده نیست.داوری بر عهده خوانندگان فهیم و فرزانه است.

ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﺑﯿﻦﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﭼﯿﻦ ‏(CRI‏)؛ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ آن مهندسی ژاپنی که درعسلویه بوشهر کار می کند، ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ" ﺯﺍﻣﺒﯽﻫﺎ " ﻫﯿﭻ ﻫﺪﻑ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺐﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻣﯽﺯﻧﻨﺪ .
متن کامل ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ‏«ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﺍﻣﺒﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ‏» ﺑﺪﯾﻦ ﺷﺮﺡ ﺍﺳﺖ :

"ﯾﮏ ﭼﺮﺍﻍ ﺟﺎﺩﻭ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧ ﻬﺎ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮐﻪ ﻏﻮﻝ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﻥ ﯾﮏ ﺁﺭﺯﻭﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ برآﻭﺭﺩﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﻫﺮ ﻓﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ. ﯾﮑﯽ ﺑﻮﮔﺎﺗﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﺸﺘﯽ ﺗﻔﺮﯾﺤﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﯾﮑﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﻭ ﯾﮑﯽ ﮐﺎﺧﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺍ ﻃﻠﺐ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺻﺎﺣﺐ ﯾﮏ ﺳﺎﯾﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﯿﺲﺑﻮﮎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﻫﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﻓﻀﺎﻧﻮﺭﺩﯼ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻗﺪﻡ ﺭﻭﯼ ﻣﺮﯾﺦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺣﺎﻻ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﺮﺍﻍ ﺟﺎﺩﻭ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﮕﯿﺮ. ﻧﻔﺮ ﻧﺨﺴﺖ ﭘﻮﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ، ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﭘﻮﻝ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ، ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﻮﻝ ﻫﻨﮕﻔﺖ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ، ﺁﻥ ﯾﮑﯽ 3000 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻃﻠﺐ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﯿﻦ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺛﺮﻭﺕ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻧﺮﻭﺩ .
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺁﻧ ﻬﺎ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻫﺮ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺣﻞ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬﺍﺭﯼ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ.
ﺁﻧ ﻬﺎ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ، ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﺎﻟﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ : << ﺍﮔﺮ ﺷﻔﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ، 500ﺗﻮمان ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﮐﻨﺎﺭ.>>
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﻧ ﻬﺎ ﺍﺯ ‏« ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩﻥ‏» ، ﺍﺭﺍﺋﻪ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ!
ﮐﺴﯽ ﻧﺬﺭ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺸﮑﻠﺶ ﺣﻞ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭﻭﻍﮔﻮﯾﯽ ﯾﺎ رياكاری ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ.
آنان دور قبر امام زاده پول می ريزند و اعتقاد دارند تا پول ندهند نذرشان پذيرفته نيست.
مردمی به اين ....... حتی در جنگل آمازون هم نيست؛ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺩﺍﯼ ﻧﺬﺭ ﺧﻮﺩ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ بيچاره را ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ ﻭ ﮔﻮﺷﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ
ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﮐﻠﻪﭘﺎﭼﻪﺍﺵ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺻﺒﺢ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﻨﮕﮏ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯿﻞ میﮐﻨﻨﺪ.
ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻘﯿﻪ ﺩﻭﺳﺖﺷﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞﻫﺎﯼ ﻣﺪﻝ باﻻ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖﺷﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ. ﺁﻧ ﻬﺎ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻭﺿﻊﺷﺎﻥ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺖ، ﻃﺮﺩﺷﺎﻥ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ؛ ﭘﺲ ﻭﺍﻧﻤﻮﺩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﻣﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮﯼ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﻨﺪ، ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻗﯿﻤﺖ ﺟﺪﯾﺪ ﺧﻮﺩﺭﻭﻫﺎ ﻣﯽﭘﺮﺳﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﯾﮑﯽ ﺑﺨﺮﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺭصورتي كه پرايد يا ﺳﺎﻧﺘﺎﻓﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ،
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺎﺟﺮﺍﻥ ﺧﺎﻧﮕﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺁن ها ﻃﻼﯼ ﺍﻧﺪﻭﺧﺘﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺩﻻﺭ ﻭ ﯾﻮﺭﻭ ﺧﺮﯾﺪﻩﺍﻧﺪ ﯾﺎ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺳﻮﺩ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﭘﺲ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺳﻪ ﻧﻮﺑﺖ ﺻﺒﺢ، ﻇﻬﺮ ﻭ ﻋﺼﺮ، ﻗﯿﻤﺖ ﺍﺭﺯ ﻭ ﺳﮑﻪ ﺭﺍ ﭘﯿﮕﯿﺮﯼ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ، ﭼﻮﻥ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ و در واقع زندگی ندارند. ﺁن ها ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺧﻮﺩ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ. ﺁن ها ﺍﺑﺘﺪﺍ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺳﺎﯾﺪ ﺑﺎﯼ ﺳﺎﯾﺪ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺛﺮﻭﺕ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥﻫﺎﯼ ﺗﺨﺖ ﺭﻭﯼ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ.
ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ﻗﺴﻂ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﻭ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯿﮑﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺁن ها ﭘﺎﺭﮐﯿﻨﮓ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﮔﺮﺍﻥﻗﯿﻤﺖ ﻣﯽﺧﺮﻧﺪ ﻭ ﻧﯿﻤﻪﺷﺐ ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﮊﯾﺮ ﺩﺯﺩﮔﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯽﭘﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﯽﺭﺳﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ، با اين كه وضع خوبی دارند، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ . ﺁﻥﻫﺎ ﺧﻮﺩﺭﻭﻫﺎﯼ ﻣﺪﺭﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯽﺧﺮﻧﺪ ﻭ ﺟﺪﯾﺪﺗﺮﯾﻦ ﮔﻮﺷﯽﻫﺎﯼ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻭ ﺗﺒﻠﺖﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ، ولی روز و شب تكراری و زندگی شبيه مردگان دارند.
دروغ و فريب و تظاهر و بی هدفی شخصيت اصلی آنان است. تمام سخنشان دم زدن از معنويات است در حالي كه دروغ مي گويند و تمام فكر آن ها پول است.
آنان ازدواج را مقدس مي دانند، ولي تمام عقدنامه آن ها پولی و مادی است. آن ها اعتقاد دارند كه خدايشان هم مانند خودشان پولی است و با هفت تومان صدقه هفتاد نوع بلا را دفع مي كند و با ديدن خون نذری گوسفند و گاوی از گناهان آنان مي گذرد.
من به جز ايران در خيلی كشورها كار كرده ام و يا مسافرت رفته ام، ولی چنین موجوداتی را هيچ جا ندیده ام.
آنان به خدای ناديده و عذاب وحشتناك اعتقاد دارند، ولی همه جرم و گناهی هم مرتكب مي شوند. اعمالی كه محال است يك ژاپنی كه پيرو مكتب انسانی شينتو است، انجام دهد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۴ توسط هوشیار احسان نیا
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک